امیر مهدی جان ١۵بهمن دندان دراورد و ما را زیادی ذوق زده کرد
جیگرشوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
پسرم واقعیتش از این ٢ تا عکس هم خوشگلتره ...


امروز اومدم که دانشگاه علوم رضوی ثبت نام کنم که حسابی ضایع شدم 
اخه فقط برادر می خواد 

امروز بالاخره محبوبه جان از دست زحمت های ما راحت شد 
بعد از 4 ماه دوری از مامان اینا قراره هفته بعد بریم شیراز .
نه فقط به همین علت نیس که محبوبه نجات پیدا کرد یکی دیگه که به خاطرش اومدم امیر مهدی بود ...
باز کن پنجرهها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن
اینم چند تا عکس از نی نی ها:


نمیدونم شما هم به این معتقدید که انسان برای شاد زندگی کردن بهتره در حال زندگی کنه...پس من میگم:
خاطرات قدیمیتو _چه قشنگ و چه غم انگیز_ همه رو دور بریز و سعی کن این لحظه رو بهترین خاطره برای آینده ات کنی...
خدایا!کمکم کن تا زود نخواهم چیزی را که تو دیر برایم میخواهی
و دیر نخواهم چیزی را که تو زود برایم میخواهی...
همیشه وقتی تنها و ناامید و ملول،تنت ،روانت،از دست این و آن خسته است
همیشه وقتی رخسار این جهان تاریک،همیشه درهای آسمان بسته است
همیشه گوشه گرمی به نام "دل" با توست،که صادقانه تر از هرکه با تو پیوسته است...
به دل پناه ببر!آخرین پناهت اوست...
تو را چنان که تمنای توست دارد دوست...
شاخه ها پژمرده است
سنگها افسرده است
رود می نالد....جغد می خواند
غم بیامیخته با رنگ غروب
می تراود ز لبم قصه سرد؛
"دلم افسرده در این تنگ غروب"
بنده تنهاییم تا زنده ام
گوشه ای دور از همه جوینده ام
من یکی خونین دلم شوریده حال
که شد آخر عشق جانم را وبال
سخت دارم عزلت و اندوه دوست
گرچه دانم دشمن سخت من اوست
من هراسانم بسی از کار عشق
هرچه دیدم ،دیدم از کردار عشق
بخت بد را ببین چه با من میکند
دورم از دیرینه مسکن میکند
حاصل عمر است شادی و خوشی
نه پریشانی و محنت کشی
خدایا
تو به من پوچی لذات زودگذر را نمودی،ناپایداری روزگار را نشان دادی ،لذت مبارزه را چشاندی
و ارزش شهادت را آموختی...
"نیایش نامه شهید چمران"
خدایا مگذار تحت تصور روشنفکری راهم را گم کنم و دیگران را کم فکر و خود را با بصیرت بدانم، که در این صورت در دریایی از وهم غوطه ور میشوم...
از من جدا مشو که توام نور دیده ای
آرام جان و مونس قلب رمیده ای
منعم نکن ز عشق وی مفتی زمان
معذور دارمت که تو او را ندیده ای
آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا
بیش از گلیم خویش مگر پا کشیده ای؟..........
نمیدونم که سرگردون چرایم
گهی گریان گهی نالان چرایم
همه دردی به دوران یافت درمان
ندونم مو که بی درمان چرایم...
(توجه:با لهجه بابا طاهر خوانده شود...)
تنها یک چیز است که دسترسی به امید را غیرممکن میسازد : آن هم ترس از باخت است...
محرم هم رسید.امروز روز اول محرمه و این هم سخنی از امام حسین(ع):
در هر چیزی که چشمانت آن را می بیند حکمتی نهفته است.
پس این نعمت پروردگارمان را قدر بدانیم و به سمت حکمت و هدف شایسته ای که مقدرمان است برویم....
خدایا!
بدیهای این دنیا را به لطف خود از من دور کن و زمانیکه کارها برایم سخت و دشوار می شود آنها را به زیباترین شکل ممکن سامان بده.
پروردگار مهربانم!
به من نعمت حسن تدبیر عطا کن که همیشه و در همه حال تنها به تو توکل کنم ،یگانه ترین خالق مهربان هستی!